و باز هم انتخابات

 

امروز که در آستانه انتخاباتی مهم هستیم قطعا اطمینان داریم که مردم کشور عزیزمان آگاهانه تحولات کشور را دنبال می کنند و با شرکت مسئولانه  در انتخاباتی که آینده کشور عزیزمان را رقم خواهد زد به وظیفه انسانی ، ملی و دینی خود عمل خواهند کرد . بی شک انتخابات نمود و جلوه ی خواست و اراده ی مردم بر سرنوشت خودشان است .

مهمترین اصل برای شرکت در انتخابات تعهد در رای دادن مبتنی بر ویژگی های انسانی ، دینی و ملی است . در واقع اگر نتوانیم براساس معیارهای درست رای بدهیم مدیون مردممان و همینطور آیندگان خواهیم بود .

زمانی در این کشور به پیشنهاد معمار کبیر انقلاب با تعبیر ( میزان رای ملت است )  انتخاباتی در قالب همه پرسی جهت برقراری حکومت اسلامی برگزار شد و بزرگان و پدرانمان با شرکت مسئولانه و رای 98 درصدی به جمهوری اسلامی آینده ای خوب و در خور ملت ایران رقم زدند . اکنون وظیفه ماست که پای در جای بزرگانمان قرار دهیم و با شرکت در انتخابات و تعهد در رای ، آینده ای که لایق کشورمان است را رقم بزنیم و وظیفه ی خود را نسبت به انقلاب و مردممان به جای بیاوریم .

اما هیچگاه فراموش نخواهیم کرد که اگر در انتخاب ، چه بر اساس عدم آگاهی و چه براساس دیدگاه های غلط فردی منفعت طلبانه و متعصبانه اشتباه شد شاهد افرادی خواهیم بود که به راحتی 11 روز به ملت ایران و مقام معظم رهبری و نصیحت های ایشان پشت کردند و همچنین افرادی که در صحن مجلس شخصی را که رهبری آنرا فرزند انقلاب نامید مورد اهانت قرار دادند و قصد در دفن آن با سیمان داشتند و عزت کشور عزیزمان را لکه دار کردند .

همه میدانیم که لیاقت مردم عزیزمان حضور نمایندگانی در مجلس است که به دور از رفتارهای عوام فریبانه و گفتارهای خارج از علم و منطق باشند و هدفشان پیشرفت کشور و منافع ملت باشد نه منافع شخصیشان که آزموده را آزمودن خطاست !

اکنون که این وظیفه مهم بر عهده ماست پس از ناملایمتی ها و کش و قوس های فراوان رد صلاحیت ها باید بدانیم که انتخابات یعنی تعیین کننده بون رای اکثریت مردم . اگر مردمی که خواهان تغییرات و اصلاح این گونه رفتارها و تصمیم گیری های نادرست در مجلس هستند اندک در انتخابات شرکت کنند متاسفانه اکثریت افرادی که صرفا خواهان منافع شخصیشان هستند حاکم خواهند شد که نسبت به کل جامعه اقلیتی ناچیزند .

فی الواقع راه تحقق خواست اکثریت مردم حضور حداکثری مردم است .

 

در عاشقی گریز نباشد ز سوز و ساز / استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم